تبليغاتX

::. (¯`·._.•غروب عشق•._.·´¯) .::

(¯`·._.•غروب عشق•._.·´¯)

< /body>  

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385

 

 

::.

 

: موسیقی

 
 
   

 
 

 

 

 

 

 

 

| +| نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 

همیشه دوستت دارم ای سر چشمه ی محبت ای عشق واقعی

 

 

چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است

 

 

چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود

 

 

 

بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است چه داشته ای

 

 

 که اینگونه مرا تلسم کرده ای من اینگونه نبودم تو عشق

 

 

را با من آشنا کردی تو هوای دلم را با طراوت کردی

 

 

 

زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم

 

 

پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم

 

 

| +| نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 

 

 

| +| نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 

| +| نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 

پبشینهٔ جشن یلدا

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می‌کرده‎اند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است.

این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد.

نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه‌هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه‌هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می‌برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه‌تر نشانه‌ای از غلبهٔ تاریکی.

یلدا برگرفته از واژه‎ای سریانی است و مفهوم آن « میلاد» است(زیرا برخی معتقدند که مسیح در این شب به دنیا آمد). ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» می‎‎پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می‎گرفتند و گرد آتش جمع می‎شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.آن گاه خوانی الوان می گستردند و « میزد» نثار می کردند. «میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه ای که آن را « میزد» می نامیدند، بر سفره جشن می نهادند. باوری بر این مبنا نیز بین مردم رایج بود که در شب یلدا، قارون ( ثروتمند افسانه ای) ، در جامه کهنه هیزم شکنان به در خانه ها می آید و به مردم هیزم می دهد، و این هیزم ها در صبح روز بعد از شب یلدا، به شمش زر تبدیل می شود، بنابراین، باورمندان به این باور، شب یلدا را تا صبح به انتظار از راه رسیدن هیزم شکن زربخش و هدیه هیزمین خود بیدار می ماندند و مراسم جشن و سرور و شادمانی بر پا می کردند .

| +| نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 

| +| نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 

Immer ein Lichtlein mehr im Kranz, den wir

gewunden, dass  er leuchte uns so sehr durch die dunklen

Stunden.

Zwei und drei und dann vier! Rund um den Kranz

welch ein Schlimmer, und so leuchten auch  wir, und so

leuchtet das Zimmer.

Und so leuchtet die Welt langsam der Weihnacht

entgegen. Und der in Händen sie hält, weiß um den

Segen!

 

 

| +| نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 

| +| نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 

| +| نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386 توسط   |   |  ارسال به دوستان
 

| +| نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386 توسط   |   |  ارسال به دوستان